محمدتقى نورى
321
اشرف التواريخ ( فارسي )
نام تو جمشيد گزين گر درنوشتى در نگين * كى مىربود انگشترين از وى به حيلت اهرمن « 1 » اى همچو من چاكر ترا نُه چرخ و هفت اختر تو را * اختر ثناگستر ترا چندانكه بربت برهمن نام بزرگان عجم زنده است و خواهد بود هم * از چون من مشكين رقم ، نه « 2 » از يلان تيغزن انصاف اگر دارى نگه « 3 » كم بوده كم از ديرگه * مدحت سزايى چون توشه مدحتسرايى همچو من « 4 » گر ريش گاوى از خرى با عيسى آرد ساحرى * دائم شناسد جوهرى خرمهره باز از بهر من لاف هنرمندى بسى ننوشتند از هرخسى * گو مدعى را گر كسى هين گوى چوگانى بزن اى آفتاب مكرمت از هرچهات افزون مرتبت * سويم نظر از مرحمت افكندهاى بهتر فكن برتر ز هفت ايوان درت مريخ و كيوان چاكرت * در شهريارى ياورت شاه خراسان بو الحسن تيغت بر اعدا كارگر ، كارت همه فتح و ظفر * چندانكه اين زرين سپر گردد ز مشرق تيغزن آقا اسمعيل مشهدى ، مظهر تخلص ، كه در لطف طبع يگانه و در وفور ذكا « 5 » نادرهء زمانه بوده كه همگنان به لطف طبع او اعتراف و در لجّهء صحبتش اغتراف مىنمايند شاعرى با فطانت و شعور است « 6 » و چمن خاطرش از خار و خاشاك عيب و قصور دور و اين قصيده را
--> ( 1 ) . مج : اين بيت قبل از بيت بالا آمده است . ( 2 ) . مج : نى . ( 3 ) . مج : نگر . ( 4 ) . مج : مدحت سزاى . . . مدحت سراى . ( 5 ) . مج : هنر . ( 6 ) . مج : شاعرى است با فطنت و شعور .